آزادی

هر زمان (نفس) نو می‌شود دنیا و ما، بی‌خبر از نو شدن اندر بقا
***

پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی‌ست، مصطفی فرمود دنیا ساعتی‌ست

***

آزمودم مرگ من در زندگی‌ست، چون رهی (رهم) زین زندگی پایندگی‌ست

***

این جهان زندان و ما زندانیان، حفره کن زندان و خود را وارهان

***

آدمی مخفی‌ست در زیر زبان، این زبان پرده است بر درگاه جان

***

تا نگردی پاک‌دل چون جبرئیل، گرچه گنجی در نگنجی در جهان

***

رخت بربند و برس در کاروان، آدمی چون کشتی است و بادبان، تا کی آرَد باد را آن بادران؟

***

مخزن إنّا فتحنا برگشا، سرّ جان مصطفی را بازگو

***

مستجاب آمد دعای عاشقان، ای دعاگو آن دعا را بازگو

منبع : دست نوشته‌های ایمان ایرجیان |دیدار مولانا با شمس
برچسب ها :